السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

138

تفسير الميزان ( فارسي )

مىفهميم پس راه اثبات و نفى اين مصداق غير آن راهى است كه علوم طبيعى در كشف اسرار طبيعت طى مىكند ، بلكه راه ديگرى است ، كه ربطى بعلوم طبيعى ندارد ، آرى علمى كه در باره اسرار و حقايق داخل طبيعت بحث مىكند ، چه ارتباطى با حقايق خارج از طبيعت دارد ؟ و اگر هم بخواهد در آن گونه مسائل دست درازى نموده ، چيزى را اثبات و يا نفى كند ، در حقيقت فضولى كرده است ، و نبايد باثبات و نفى آن اعتنايى كرد . و آن دانشمند طبيعى دانى هم كه در اين گونه مسائل غير طبيعى دخل و تصرفى كرده ، و اظهار نظرى نموده ، نيز فضولى كرده ، و بيهوده سخن گفته است ، و به كسى ميماند كه عالم بعلم لغت است ، و بخواهد از علم خودش احكام فلكى را اثبات و يا نفى كند ، بنظرم همين مقدار براى روشن شدن خواننده عزيز كافى است ، و بيشترش اطاله سخن است ، لذا به تفسير بقيه آيات مورد بحث مىپردازيم . * ( ( فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ ) ) * الخ ، هر چند سوق آيات از اول سوره به منظور بيان حال منافقين ، و كفار ، و متقين بود ، و ميخواست حال هر سه طائفه را بيان كند ، لكن خداى سبحان ، از آنجايى كه در آيه : * ( ( يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ ) ) * الخ ، خطاب را متوجه هر سه كرد ، و همه مردم را بسوى پرستش خود دعوت نمود ، قهرا مردم در مقابل اين دعوت به دو قسم تقسيم شدند ، پذيرنده و نپذيرنده ، چون بطور كلى دعوت از حيث اجابت و عدم اجابت به غير از اين دو طائفه تقسيم نمىپذيرد ، و مردم در برابر آن يا مؤمنند . و يا كافر ، و اما در منافق سخن از ظاهر و باطن بميان مىآيد ، و وقتى شخصى منافق شناخته مىشود ، كه زبان و دلش يكسان نباشد ، و در نتيجه مردم در دعوت نامبرده يا زبان و قلبشان با هم آن را مىپذيرند ، و بدان ايمان مىآورند ، و يا هم با زبان و هم با قلب آن را انكار مىكنند ، و يا آنكه به زبان مىپذيرند ، و با قلب انكار مىكنند ، و شايد به همين جهت بود كه در آيه مورد بحث و آيه بعدش مردم را دو دسته كرد ، و منافقين را نام نبرد ، و نيز به همين جهت بجاى عنوان متقين عنوان مؤمنين را ذكر كرد . و اما الفاظ آيه : كلمه ( وقود ) به معناى آتشگيرانه است ، ( كه در قديم به صورت سنگ و چخماق بود ، و در امروز به صورت فندك در آمده ) و در آيه مورد بحث تصريح كرده : به اينكه آتشگيرانه دوزخ ، انسانهايند ، كه خود بايد در آن بسوزند ، پس انسانها هم آتشگيرانه‌اند ، و هم هيزم آن ، و اين معنا در آيه : ( ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ) « 1 » نيز آمده ، چون مىفرمايد : سپس در آتش افروخته مىشوند ، و همچنين آيه : ( نارُ اللَّه الْمُوقَدَةُ ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَةِ ، آتش افروخته كه از دلها

--> 1 - سوره مؤمن آيه 72